قتل عام مردم تبریز توسط عثمانی ها - 993 هجری
| حریمی , تاریخ نگار اهل عثمانی , در رساله ای به نام «فتح تبریز» ضمن اشاره به مقاومت مردم تبریز در برابر عثمانی ها و قتل چند عثمانی در حمام این شهر توسط مردم , از کشتار فجیع مردم تبریز به دست عساکر عثمانی سخن گفته است: «عساکر از سحرگاه دست به هجوم همه جانبه زده , اموال و اسباب و دارایی اهالی شهر را چنان مورد غارت و چپاول قرار دادند که صد مرتبه بدتر از عملی بود که تیمور در حمله به سیواس مرتکب شد...» وی در جای دیگر ضمن اشاره به علت خشم سپاهیان عثمانی و نفرت موجود میان اهالی تبریز و قوای عثمانی بار دیگر به قتل عام مردم تبریز اشاره می کند: «پیروزی ناچیزی که نصیب دشمن دین و گروه ضالین [قزلباشان] شد , موجب شادی و سرور مردم شهر تبریز گشت. آنان از آن پس هر گاه عساکر روم را تنها می یافتند آنها را لخت می کردند و یا می کشتند. عساکر روم از این عمل به ستوه آمدند و لیکن از سوی حضرت سردار اجازه غارت و قتل عام مردم را نداشتند. اما ندایی در میان آنان پیدا شد که می گفت: عساکر روم از جانب رب العالمین مجاز به غارت و قتل عام مردم اند. از این رو عساکر از یک طرف هجوم همه جانبه آورده، زن و مرد بی شماری را که در شهر و در ارودیشان بود را قتل عام کرده و مال و منال شان را به غارت و یغما بردند...» ابراهیم پچوی , تاریخنگار قرن دهم هجری و اهل عثمانی , که معاصر با جنگ های 12 ساله ایران و عثمانی می زیسته است در کتابی با عنوان «تاریخ پچوی» شرح کاملی از جنگهای 12 ساله ایران و عثمانی ارائه داده و در مورد قتل عام مردم تبریز توسط سربازان عثمانی می گوید : «عساکر، شهر را مورد هجوم همه جانبه قرار داده و به مدت سه روز و سه شب عموم مردم را قتل عام کردند[...] عساکر هر که را از سادات , بزرگان , تجار و اهل صنعت و حرف یافتند بی رحمانه به قتل رساندند...» عین متن تاریخ پچوی در مورد قتل عام مردم تبریز به شرح زیر است: «...عثمان پاشائین بو امری اوزرینه شهر ده قتل عام باشلاندی. سید لردن , شریفلر دن , تجار دن و صنعت اربابندان کیملر وارسا اوچ گون و گیجه ده قلیچ دان گچیردیلر. عثمان پاشا اوقدر بیر تاثر اوزرینه قوجا بیر شهرین خلقنی قیردیرمش اولماکلابیوک بیر خطا یاپدی. اما بوندان صونراکی پشیمانلق فایدا ورمدی. کندیسی شهره گیره رک (تکرار امان ویریلمشدر) دیدیگی عسکره تنیه ایتدیگینی دلال لارندا ایدیردیگی یوزدن بیر چوکلارنیی دا اولدودوگی , یر یر کوروجولار و یساقچی لار قویدوگی حالدا فایدا اولمادی.» مصطفی سلانیکی افندی در این مورد می نویسد : «مردم [تبریز] هر گاه عساکر را تنها می دیدند، درصدد انتقام بر می آمدند. مردم در دل عقده داشتند و به دنبال بهانه بودند تا داد خود را بستانند. از این رو به خواست خدا، بر زبان عساکر چنین جاری شد که این مردمان ستیزه جو را باید قتل عام کرد و الّا اینها نه مطیع می شوند و نه تن به قبول حق می دهند [...] ناگهان یک روز آشوب و واویلایی به پا خواست، عامة عساکر اسلام سلاح بر گرفته و گفتند قتل عامی به پا خواسته است [...] نخست شهر غارت و یغما شد و همراه با نهب و غارت، قتل عام مردم نیز عملی شد...» اسکندر بیگ ترکمان نیز در عالم آرای عباسی درباره قتل عام مردم تبریز می نویسید: «در اثناء تعمیر قلعه عثمان پاشا در تبریز تجویز قتل عام نمود...رومیان به مجرد شنیدن آن کلمه، با تیغ های کشیده به شهر ریخته آغاز سرافشانی نمودند...رومیه در بیرون هر کس را دیدند به قتل رسانیدند و شروع در خانه ها کرده به هر خانه راه یافتند مردان را طعمه شمشیر بلا ساخته اموال و اسباب را نهب و غارت نمودند و بسیاری از نساء و صبیان را اسیر کردند. فریاد و فغان اطفال و عورات به فلک اثیر رسیده...» احمد منشی قمی , تاریخنگار قرن دهم هجری , همزمان با فاجعه قتل عام مردم تبریز در کتابی با عنوان «خلاصة التواريخ» به شرح و بیان جزئیاتی از این قتل عام پرداخته است : «تمامی ينكچريان خود را به كوچه ها و محل ها انداخته هر كس را به نظر درآوردند به درجه شهادت رسانيده و از ديوار باغچه به خانه ها در آمده هركس را كه در نقب ها و زيرزمين ها پنهان شده بود بيرون آورده به قتل رسانيدند (...) قريب هفت هشت هزار نفر به قتل درآورده، صد نفر از پير زنان طعمه شمشير ساختند و چند تن از سادات صحيح النسب و علما و صلحا در اين قتل عام شربت شهادت چشيدند و اطفال شير خواره را پای به شكم نهاده به عالم آخرت رسانيدند و موازی هفت هشت هزار نفر از ساده رخان مه لقا و دختران سمن سيما و زنان حور لقا و اطفال مسلمانان از تبريزيان اسير نموده در ميانه خريد و فروخت نمودند. (...) مجملاً از ظهور اسلام تا غايت، اين نوع قتل عامی بر زمره مؤمنين سمت ظهور نيافته بود و هيچ يک از سلاطين كفر جرأت به اين امر شنيع نكرده بودند كه از اين عثمانِ [عثمان پاشا] بی ايمان نسبت به مسلمانان صادر شد...» وی در ادامه شرح قتل عام مردم تبریز چند بیت شعر از «میر جعفر تبریزی» درباره کشتار مزبور نقل کرده , که شاعر در آنها از کشتار مردم در ماه مبارک رمضان، ناله و فغان سر داده است:
ژاک دومرگان , باستان شناس پرآوازه فرانسوی (درگذشت 1924 میلادی) نوشته زیر را از فصل نهم کتاب «زینت المجالس» استخراج کرده است. زینت المجالس توسط مجد الدین محمد حسینى (متخلص به مجدی) تاریخ نگار قرن 11 هجری در سال 1004 هجری قمری به رشته تحریر در آمده است : «آذربایجان... حاکم نشین آن مراغه بوده و در روزگار ما تبریز است. لیکن از وقتی که ترکها [رومیه] آن را در سال 993 هجری اشغال کردند , آنها در اینجا برج و باروی وسیعی برای مسکن و پادگان و ساخلو مهمی شاختند. و سکنه تقریبا منحصرا مرکب از ترکها هستند. از ایرانیان جز تعداد کمی باقی نمانده اند که سخت ترین یوغ بندگی را به گردن دارند. اما درباره سکنه قدیمی , آنها یا به هنگام غارت شهر و مردم آن قتل عام شده اند یا به کشورهای روم یا عراق به اساره رفته اند...» جان کارت رایت , تاجر انگلیسی که در سال 1015 هجری از تبریز دیدار کرده است , درباره غارت و تاراج شهر تبریز و قتل عام مردم این شهر و ستمگریهای عثمانیان و خرابیهای وارده بر تبریز، به تفصیل در سفرنامه خود سخن رانده است. او معتقد است که توصیف دردها و بدبختی تبریزیان و تشریح سنگدلی و بیرحمیهای لشکریان عثمانی از عهده وی خارج است. و این مهم، نویسندهای به غایت دانشمند و زبردست میخواهد. |
|
منابع :
|
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۶ ساعت 16:32 توسط ام البنین سربازنیری ( سحر )
|
خوش آمدید